نمایش عاشق شدن به وقت تردید

tardid

نمایش عاشق شدن به وقت تردید به نویسندگی و کارگردانی نگار نادری و بازیگری حدیث نیکرو ؛فاطمه علی پرست و عبدالله بهادری از تاریخ ۱۸ تا ۲۵ دی ماه هرروزساعت ۵ عصر در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی‌شهرستان لاهیجان اجرا می‌شود. در این نمایش منشی صحنه ، شیرین دمان ، ساخت موسیقی آرش عشقی ، طراحی و ساخت دکور یاسر میر حمیدی ، گریم مهدی صیاد ، فروغ عمو زاده و طراحی پوستر و بروشور توسط عادل صدر ممتاز انجام شده است. از دیگر دوستان همکاری کننده سوفیا نادری ، آرزو علی پور ، علی شیدیان  و تعدادی از هنزمندان گروه نمایش خورتاب هستند. این نمایش در تاریخ ۲۹ و ۳۰ دی ماه در شهرستان لنگرود اجرا خواهد شد.

لازم به ذکر است که عادل صدر ممتاز طراح پوستر و بروشور این نمایش،از منتخبین شرکت کننده در نمایشگاه سی امین جشنواره بین المللی تئاتر فجر می‌باشند.

 

نظر شما راجع به این نوشته چیست؟
عالی (0) جالب (0) مفید (0) خسته کننده (0) غیر مفید (0)

2 Responses to نمایش عاشق شدن به وقت تردید

  1. محمد پورجعفری می‌گه:
    Firefox 8.0.1Windows XP

    عاشق شدن به وقت تردید

    دیروز به اتفاق گروه برای دیدن نمایش عاشق شدن به وقت تردید رفتم.این نمایش به نویسندگی وکارگردانی نگار نادری بود و حدیث نیکرو ،فاطمه علیپرست و عبدالله بهادری در ان ایفای نقش میکردند.

    اما در این فرصت اندک میخوام چند خطی درمورد کار بنویسم البته امیدوارم گروه نمایشی عاشق شدن به وقت تردید نگاهی دوستانه به مطلب من داشته باشند .

    درابتدا باید اعتراف کنم که در روز تعطیل استقبال از این نمایش خوب بود و برای من جای خوشحالی داشت که در شهرستان‌های ماهم تاتر جریان داره ومردم از تاتر استقبال میکنند.

    نگار نادری که اکنون استاد دانشگاه ست و کارشناس ارشد است سالهاست در تاتر گیلان کار میکند هم بعنوان بازیگر هم کارگردان وهم نویسنده.چند سالی هست که سوژه‌های اجتماعی را برای نوشتن انتخاب کرده و این جای بسی خوشحالی دارد چون این سوژه نیاز امروزه مخاطب ماست کما اینکه این در استقبال مخاطب ازتاتر‌ها و فیلم‌هایی که دارای چنین سوزهای است دیده میشود.برداشتن چنین قدم‌های ازسوی یک بانوی تاتر درگیلان جای تقدیر دارد.

    نمایش عاشق شدن به وقت تردید داستان زنی است که به شدت بیمار است و مرد به خاطر بیماری زن راترک میکند وبا کسی دیگر درارتباط است زن خودکشی میکند و به کما میرود درکما با زن دیگری اشنا میشود که اوهم خودکشی کرده .اوهمچنین شوهر خود رامیبیند که بر اٍثر تصادف کور شده و پشیمان شده ازکرده خویش،زن به شکل معجزه اسایی به زندگی برمیگردد و بچه ایی که درشکم هست هم سالم می‌ماند مرد خود را میبخشد و زندگی ادامه دارد….

    شاید چیزی که بیش از همه مخاطب را اذیت میکند در نگاه اول متن باشد زیرا نویسنده میکوشد که بصورت مستقیم به مخاطب اطلاعات بدهد.مردهای نمایش به شدت سیاه هستند و هیچ جای دفاع از خودرا ندارند .نویسنده با نگاهی کاملا فمینیستی میکوشد مردان را زیر سوال ببرد. و خود بعنوان قاضی قرار میگیرد ودرمورد شخصیت‌هایش قضاوت میکند. درحالی شاید اندک خاکستری کردن مرد و یافضایی از درونیات او میتوانست مارا درگیر تر بکند.

    نمایش شروع میشود تکلیف ما با کار مشخص است . مرد بسیار بی رحم وزن کاملا مظلوم.

    وجود شخصیت زن دوم چه تاثیری در روند نمایش دارد. منظورم تاثیر دراماتیک است نه حسی وعاطفی. اگر آن شخصیت ازنمایش حذف میشد چه تاثیری درکلیت نمایش داشت.

    به نظر میرسد تلاش ما بعنوان نویسنده باید این باشد که در مورد کاراکترهای مان قضاوت نکنیم.تا مجبور باشیم نمایش را مثل سریال‌های تلویزیون ازجمله آن کلید اسرار تمام کنیم

    بازی‌ها

    نمیدانم این سلیقه من است یا نه .

    درک نکردن موقیعت /نمایشی بازی کردن در کاری که روابط رئالیستی جریان دارد باعث میشود میزان باور پذیری پایین بیاید.

    امروزه در تاتر این بازیگران هستند که میزانسن را خلق میکنند نه کارگردان.

    اگر بازیگر درخلق میزانسن نقشی اساسی داشته باشد باعث میشود که لحظه خلق شوددرغیر اینصورت همه چیز ماشینی و مکانیکی هست .

    بازیگر درکاری که اساس آن روابط رئالیستی ادمهاست باید بکوشد خود را درموقیعت پیدا کند ودر کشف پازل‌های بالقوه خود باشد تا آنرا درآن موقیعت به بالفعل تبدیل کند نه اینکه جای آن کاراکتر بازی کند که دوران این جنس بازی‌های دهه ۶۰ و۷۰ به سرآمده.

    به عنوان نمونه صحنه‌هایی که عاطفی است و این دو ازدواج کرده اندو تازه خانه گرفته اند ومرد برای خانم کادو میگیرد:انگار این دو اصلا هیچ علاقه ای به هم ندارند.نمیدانم در زندگی خود نیز این چنین برخورد میکنند.رجوع به حافظه طلایی و اگر طلایی.

    یا صحنه ایی که مرد با موبایل درحال صحبت است و گوشی را رو شانه میگذارد صحبت میکند درحالی که دستانش درجیب است ما دز زندگی عادی زمانی این کار را میکنیم که با دستانمان مشغول کاری باشیم نه اینکه ژست آن را بگیریم و….

    البته لحظات ابتدایی کار و بازی درسکوت حدیث نیکرو درخدمت کار بود و به خوبی از عهده ان بر آمد.

    به نظر میرسد فاصله گرفتن از تنش و درک واقعی موقیعت و بازی نکردن میتواند خیلی به روند کار کمک بکند.

    کارگردانی:

    باتعریفی که در ابتدا کارگردان به مامیدهد طراحی صحنه در خدمت کار است و استفاده از نور منطقی می‌باشد.

    هم چنین کارگردان با ترکیب بندی و طراحی صحیح رنگ در لباس و نور میکوشد فضایی که در کما هست را به خوبی القا کند .

    اما کارگردان در بازی گرفتن از بازیگران و کشف لحظه و کشف میزانسن ناخود آگاه در صحنه موفق عمل نمیکند…

    درانتها

    دوستان نوشتن این چند سطر به خاطر علاقه ایی بود که به تکتک اعضای ان گروه دارم و برحسب احترامی‌بود که برایتان قایلم.امیدوارم به دل نگرفته باشد و شاهد گروهی باشیم که دراجراهایش اززبان مخاطب سخن میگوید ونگاهی موشکافانه به معظلات اجتماعی دارد.

    خسته نباشید

    ۲۴/۱۰/۹۰

    محمد پورجعفری

  2. رسول می‌گه:
    Firefox 9.0.1Windows XP

    سلام چرا اين گونه نمايش‌ها در رشت اجرا نميشود افراد علاقه مند بايد براي تماشا تا لاهيجان بروند؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*


8 + چهار =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>